ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
202
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بسراسر كشور نوشته شد . گفته شده متوكل در خواب ديده بود كه بر يك پاره قند نوشته شده « المتوكل على اللّه » ( افسانه غير قابل تصديق ) . رؤياى خود را براى ياران خود نقل نمود و آنها گفتند : به خدا قسم اين خلافت است كه نصيب تو خواهد شد . واثق خبر آن خواب و حكايت را شنيد او را بازداشت و سخت گرفت . محمد بن داود امير الحاج شده بود . بيان حوادث در آن سال حجاج هنگام عودت دچار عطش شدند . هر يك جرعه آب به چند دينار رسيد بسيارى از آنها از تشنگى مردند . در آن سال موسى در بلاد اندلس خيانت كرد و نسبت بعبد الرحمن بن حكم امير اندلس تمرد نمود آن هم پس از اطاعت و تسليم . عبد الرحمن سپاهى براى سركوبى او بفرماندهى فرزند خود محمد فرستاد . در آن سال قحط و گرسنگى در اندلس شهرت يافت . آن قحط و كم يا بى خواربار از سنه دويست و سى و دو آغاز شده بود بسيارى از مردم هلاك شدند . چهارپايان هم مردند و درختان خشك شدند و مردم قادر برگشت و زرع نبودند . براى دعا و استسقا بيرون شهر رفتند و باران نازل شد و بيم قحط پايان يافت و مردم بكشت پرداختند . در آن سال ابراهيم بن محمد بن مصعب ( در طبرى و كتاب النجوم الزاهره محمد بن ابراهيم آمده و بايد همين صحيح باشد ) والى و امير فارس شد . در آن سال آب بسيارى از شهر موصل را گرفت و عده هلاك شدند . گفته شده عده كه دچار غرق شدند و مردند بالغ بر صد هزار انسان بودند علت فزونى و دوام باران بود . گفته شده مانند آن سيل و باران هرگز ديده نشده بود . شخصى يك سطل كه يك گز طول و عرض و عمق آن بود در زمين مىگذاشت و در مدت كمتر از يك ساعت آب